ثبت نام
منوی دسته بندی

روزهایی که حال بد دارم چطور کارهام رو انجام بدم؟(4 تکنیک)



فایل صوتی ویدئو اصلی:

مقدمه حال بد:

همه ما روزهایی را تجربه کرده‌ایم که صبح از خواب بیدار می‌شویم، اما انگار تمام انرژی و انگیزه‌مان جا مانده است. چشمانمان نیمه‌باز، بدنمان سنگین، و ذهنمان پر از افکار خسته‌کننده است. قرار بوده امروز پرانرژی شروع کنیم، اما اولین کاری که می‌کنیم برداشتن گوشی و غرق شدن در شبکه‌های اجتماعی یا پناه بردن به تلویزیون است.
در این روزها، حتی کارهایی که همیشه با اشتیاق انجام می‌دادیم، به نظر غیرممکن می‌رسند. اما مشکل اصلی این نیست که ما نمی‌توانیم کار کنیم؛ مشکل اینجاست که ذهن ما در روزهای حال بد چند مانع مهم بر سر راه‌مان قرار می‌دهد.


۳ مانع ذهنی بزرگ در روزهای حال بد

۱. سخت‌ترین بخش روز: قدم اول

وقتی حال بد به سراغمان میاید ، شروع کردن کارها تبدیل به یک دیوار بلند می‌شود. مثل این است که بخواهی سنگی بزرگ را هل بدهی، اما اولین حرکتش از همه سخت‌تر است.
مثال: وقتی بی‌انگیزه‌ای، حتی برداشتن لپ‌تاپ و روشن کردن آن، یا جمع کردن میز کار، مثل کوه به نظر می‌رسد. اما جالب است که بعد از همین قدم اول، انرژی شروع به جریان پیدا می‌کند.


۲. فکر کردن به کل مسیر

یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات این است که در همان ابتدای روز به تمام کارهایی که باید انجام شوند فکر کنیم. مغز در روزهای حال بد، با دیدن این حجم از کار، حالت دفاعی می‌گیرد و مقاومت می‌کند.
مثال: اگر امروز باید مقاله بنویسی، ویدئو ضبط کنی، ادیت کنی و بارگذاری کنی، مغز همه را یک‌جا می‌بیند و می‌گوید: «ولش کن! خیلی زیاده!» و تو همان اول کار را کنار می‌گذاری.


۳. سردرگمی در انتخاب کار اول

وقتی حال بد به سراغمان میاید، انتخاب اینکه “از کجا شروع کنیم” خودش یک مانع بزرگ می‌شود. این بلاتکلیفی، انرژی ذهنی زیادی مصرف می‌کند و قبل از شروع، خسته‌مان می‌کند.
مثال: پشت میز می‌نشینی و با خودت می‌گویی: «مقاله بنویسم؟ یا ایمیل جواب بدم؟ یا ویدئو ادیت کنم؟» و همین رفت و برگشت‌ها باعث می‌شود هیچ کاری انجام نشود.


۳ قدم برای انجام کار در روزهای حال بد

قدم اول: پیدا کردن «آن یک چیز» (The One Thing)

بر اساس کتاب آن یک چیز نوشته گری کلر، تمرکز روی تنها یک کار که بیشترین اثر را در زندگی یا کار تو دارد، باعث صرفه‌جویی در انرژی ذهنی می‌شود.
در روزهایی که حال بد داریم، بزرگ‌ترین دشمن ما «پراکندگی توجه» است. وقتی چندین کار ناتمام در ذهن داری، سیستم عصبی وارد حالت اضطراب می‌شود و مغزت مقاومت می‌کند. اما اگر فقط یک کار را انتخاب کنی، مثل یک نورافکن روی همان کار متمرکز می‌شوی.
مثال: اگر امروز باید مقاله بنویسی، ایمیل جواب بدهی و ویدئو ادیت کنی، فقط «نوشتن پیش‌نویس مقاله» را به عنوان آن یک چیز انتخاب کن و بقیه را فعلاً بی‌خیال شو.


قدم دوم: وابسته کردن کار به مراحل بعدی

مغز انسان از «کارهای ناتمام» متنفر است. این پدیده را روانشناسان «اثر زیگارنیک» (Zeigarnik Effect) نامیده‌اند. وقتی کاری را شروع می‌کنی که ادامه‌اش وابسته به کارهای دیگر است، مغزت به طور طبیعی به سمت تکمیل آن کشیده می‌شود.
مثال: اگر امروز ویدئو ضبط می‌کنی، بدان که بعدش باید ادیت، آپلود و تامنیل بسازی. همین آگاهی باعث می‌شود بعد از ضبط، تمایل بیشتری برای انجام مراحل بعدی پیدا کنی، چون مغزت دوست ندارد وسط کار متوقف شود.


قدم سوم: پاداش دادن به مغز بعد از اتمام کار

سیستم دوپامین مغز بر اساس «پیش‌بینی لذت» کار می‌کند. اگر قبل از شروع کار به مغز وعده یک پاداش لذت‌بخش بدهی و بعد از انجام کار آن را به خودت بدهی، این چرخه پاداش‌-کار باعث تکرار رفتار مثبت می‌شود.
مثال: قبل از نوشتن مقاله، به خودت قول بده بعدش یک فنجان قهوه مورد علاقه‌ات را بخوری یا ۲۰ دقیقه فیلمی که دوست داری ببینی. نکته مهم این است که پاداش باید واقعاً لذت‌بخش و کوتاه‌مدت باشد تا اثرش روی مغز باقی بماند.

پاداش دادن به ذهن برای انجام کارها حال بد

۴ تکنیک روانشناسی برای شروع در روزهای حال بد

۱. قانون دو دقیقه (Two-Minute Rule)

این قانون که جیمز کلیر (نویسنده کتاب عادت‌های اتمی) معرفی کرده، می‌گوید: «هر کاری را می‌توانی در دو دقیقه شروع کنی». مغز ما نسبت به “شروع” حساس است، نه “ادامه دادن”. وقتی فقط خودت را مجبور می‌کنی دو دقیقه کاری را انجام بدهی، در بیشتر مواقع وارد حالت جریان (Flow State) می‌شوی و ادامه دادن آسان می‌شود.
مثال: فقط دو دقیقه فایل وورد مقاله را باز کن و یک جمله بنویس. احتمال زیاد بعد از دو دقیقه ادامه می‌دهی.

2ذدقیقه اول کار سخته

۲. بخش‌بندی کارها (Chunking)

از روانشناسی شناختی می‌دانیم که مغز ما از کارهای بزرگ و مبهم می‌ترسد. تقسیم یک پروژه بزرگ به بخش‌های کوچک و قابل انجام، فشار روانی را کم می‌کند.
مثال: اگر امروز باید یک مقاله بنویسی، اول فقط “تیترها” را بنویس، بعد فقط پاراگراف اول را کامل کن، و همین‌طور مرحله به مرحله.


۳. تغییر فیزیولوژی با حرکت سریع

تحقیقات دانشگاه هاروارد نشان داده که تغییر وضعیت بدن و افزایش ضربان قلب، سطح هورمون‌های انگیزه‌بخش مثل دوپامین را بالا می‌برد.
مثال: ۳۰ ثانیه حرکت پروانه، شنا سوئدی، یا پیاده‌روی سریع قبل از شروع کار، مغز را از حالت رکود بیرون می‌آورد.


۴. تصویرسازی پایان کار (End Visualization)

نوروساینس ثابت کرده که وقتی تصویر پایان کار را در ذهن می‌بینی (به جای تصویر مسیر)، انگیزه شروع بیشتر می‌شود. این تکنیک در ورزش حرفه‌ای و روانشناسی عملکرد هم استفاده می‌شود.
مثال: قبل از شروع نوشتن مقاله، خودت را ببین که دکمه “انتشار” را فشار می‌دهی و حس رضایت داری. این تصویرسازی، مغز را به سمت شروع واقعی کار هل می‌دهد.

تصویر سازی ذهنی برای درمان حال بد

جمع‌بندی

روزهای حال بد اجتناب‌ناپذیرند، اما این به معنای توقف کامل نیست. با شناخت موانع ذهنی، انتخاب «یک چیز» مهم، وابسته کردن کارها، و دادن پاداش به خودت، می‌توانی حتی در پایین‌ترین سطح انرژی، حداقل مهم‌ترین کارت را انجام دهی.

هدیه من به تو:

فایل هپنوتیزم صوتی: برای دریافت کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *